دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

202

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سياح ايتاليائى پىيترودلاواله بود . هنگامىكه دون گارسيا اى فيگوئروا هنوز در ايران بود ، سياحى از سنخى ديگر وارد ايران شد . پىيترودلاواله يكى از نجباى ايتاليائى و فردى تحصيلكرده در سال 1614 م . نه از براى منافع بازرگانى و يا اهداف سياسى و ديپلماتيك ، بلكه براى تسكين آلام دلش دست به سفرهاى شرقى زد . زمان زيادى را در استانبول گذراند تا تركى را ياد گرفت و سپس به بيت المقدس ، سوريه و بين‌النهرين رهسپار شد . در بغداد با يك بانوى مسيحى بومى به‌نام مانى جيوريدا ( Maani Gioerida ) ازدواج كرد و آلام دلش را تسكين داد . همراه او در آغاز سال 1616 م . وارد ايران گرديد . ابتدا به اصفهان رفت و دريافت كه شاه عباس در مازندران است و لذا به شمال ايران رهسپار شد تا با وى ملاقات كند . هنگاميكه با شاه عباس و درباريان او ملاقات كرد نيازى به مترجم نداشت چون زبان تركى را كه زبان دربارى صفوى بود ، به خوبى مىدانست « 1 » . او روابط دوستانه با شاه عباس برقرار كرد و به خدمت وى درآمد . دلاواله معتقد بود كه ايران بايد با قزاقها كه گاهى به سواحل شمالى آسياى ميانه هجوم مىآوردند ، عليه تركان عثمانى متحد شود ، ولى نمىدانست كه اين اتحاد به چسان بايد صورت عمل به خود بگيرد و حفظ شود . دلاواله هفت سال در ايران گذراند و اكثر نواحى آن‌را زير پا گذاشت . او تجارب و اعمالش را در نامه‌هايى به دوستش ماريو شيپانو ( Mario Schipano ) در ناپل ارسال داشت . اين نامه‌ها كه چندين‌بار در سفرنامه او منتشر شده ، و نخستين انتشار آن در سال 1650 م . بوده ، از اسناد گرانسنگ و ارزشمند راجع‌به ايران ، طرز حكومت و اوضاع عمومى آن در آن روزگار است . گيبون ( Gibbon ) در كتاب خود انحطاط و سقوط امپراتورى روم دقت توصيفات دلاواله را ستوده ولى بيهوده‌گويى و درازنفسى غيرقابل تحمل او را مذمت كرده است « 2 » . خوشبخت‌تر و شايد هم محتاطتر از دنگيزبيك روملو ، حاجى محمود شاهسوار يكى از اهالى روستاى ديدنى نوا در بلنديهاى كوهستانهاى البرز ، بود . حاجى شاهسوار در سال 1613 م . و نيز هشت سال بعد از طرف شاه عباس به ونيز اعزام شد . او از لندن هم ديدن كرد و بعدها مقيم آنجا شده و در اوت 1626 م . در همانجا درگذشت « 3 » . فرزند او محمد نيز با او در لندن بود و در آنجا عاشق كلفت ليدى كوكاين ( Lady Cokayne ) شد كه شوهرش سر ويليام از رجال مطرح شهر لندن بود ( او بعدها در سال 20 - 1619 م . لردماير گرديد ) . محمد در عشقش پايدارى نشان داد و تمام

--> ( 1 ) - دومان ، ص 134 . نگاه كنيد به تيونات ، جلد 2 ، ص 90 در مورد فرق تلفظ بين زبانهاى محاوره‌اى تركى عثمانى و تركى ايران . ( 2 ) - گيبون ، انحطاط و سقوط ، جلد 3 ، ص 223 . ( 3 ) - در مورد زندگى و سرنوشت عجيب او نگاه كنيد به : تولدروى ، Select Epitaphs ( لندن ، 1755 م . ) صص 5 - 104 .